خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه نیست ترحم ترا بزاری مننمی شود ز تو قطع امیدواری من
۲
بجور کشت مرا در وفای تو اغیارترا چه شد که نکردی بلطف یاری من
۳
شدم فتاده تر از خاک ره نکرد کسیبخاک پای تو اظهار خاکساری من
۴
ز جست و جوی تو یک دم قرار نیست مراقرار یافت بدور تو بی قراری من
صفحهٔ ۱ از ۲