شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساریکه تاب آرم گر افتد سایه بر من ز دیواری
۲
فکنده در گمان ضعف تنم باریک بینان راکه در پیراهنم شخصیست یا از پیرهن تاری
۳
خبر از سوز پنهانم کسی دارد که همچون منبود در سینه اش داغی ز درد لاله رخساری
۴
من و وصل تو این طالع کجا دارم زهی دولتمیسر گر شود گاهی مرا از دور دیداری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth