خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه من بی خبر از حال دل شیدایینیست پروای منت آه چه بی پروایی
۲
نیستی از بدی حال فقیران آگهاین نه خوب است که مست می استغنایی
۳
بجفاکاری تو نیست کسی در عالمنه همین از جهت حسن تو بی تنهایی
۴
نیست مقبول من از خلق جهان الا توبدلی نیست ترا از همه مستثنایی
صفحهٔ ۱ از ۲