شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شرم رخت منزل یوسف شده چاهیدر روی زمین نیست برخسار تو ماهی
۲
من مایل آنم که کنی میل من امامشکل که کند میل گدایی چو تو شاهی
۳
از چشم فتادم بتو هر گاه که گفتمدارم طمع گوشه چشمی ز تو گاهی
۴
ای جان حزینم بنگاهی ز تو خرسندآزرده چرا می شوی از من بنگاهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth