شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا دلم ببردی در قعر جان نشستیمن بر کنار رفتم تو در میان نشستی
۲
گر جان ز من ربودی الحمدلله ای جانچون تو به جای جانم بر جای جان نشستی
۳
گرچه تو را نبینم بی تو جهان نبینمیعنی تو نور چشمی در چشم از آن نشستی
۴
چون خواستی که عاشق در خون دل بگردددر خون دل نشاندی در لامکان نشستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth