خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آنکه هیچ جایی آرام جان ندیدیرنج جهان کشیدی گنج جهان ندیدی
۲
هرچند جهد کردی کاری به سر نبردیچندان که پیش رفتی ره را کران ندیدی
۳
زان گوهری که گردون از عشق اوست گردانقانع شدی به نامی اما نشان ندیدی
۴
مرد شنو چه باشی مردانه رو سخن دانچه حاصل از شنیدن چون در عیان ندیدی
صفحهٔ ۱ از ۴