شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتمش زلف تو مأوایی خوش استگفت خوبان را همه جایی خوش است
۲
گفتمش همتا ندارد قامتتگفت چشمم نیز همتایی خوش است
۳
گفتمش دور خوش است ایام عمرگفت آن با روی زیبایی خوش است
۴
گفتمش در بند بالای توامگفت از این مگذر که بالایی خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth