خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوستخوشنود شو بدانچه مراد و رضای اوست
۲
تن در جفای او نه و از غم مدار باککاین غصه و جفا همه عین وفای اوست
۳
قدر قدر چه داند و قاضی هر قضاآن دل که او نه قابل قدر و قضای اوست
۴
دنیی و دین برای وصالش دهیم و جانزانرو که دل ز جمله صلاحی برای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳