شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطلع نور تجلی آفتاب روی اوستلیلة القدری که می گویند هست آن موی اوست
۲
قاب قوسینی که در معراج دید آن شب رسولگر به چشم دل ببینی هیئت ابروی اوست
۳
عروة الوثقی که خواند عارفش حبل المتینسوره واللیل زلفش و آیت گیسوی اوست
۴
خلد و فردوس و نعیم و روضه دارالسلامچون به معنی بنگری وصف بهشت کوی اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth