شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ماه من شبی چون تابان قمر برآیدباشد سر زوالش خورشید اگر برآید
۲
باد صبا چو زلفش برهم زند ز سودادور از رخ چو ماهش دودم ز سر برآید
۳
جان بردن از فراقش نتوان به هیچ روییزین شام تیره یک شب صبحم اگر برآید
۴
کام دل از تو مشکل گفتم برآید اماگر باشدت به رحمت با ما نظر برآید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth