شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بارنیست ایمانم اگر باشد مرا زان بار بار
۲
گر همی داری به دل روز وصالت دوست دوستخیز و مثل چشم ما شب تا سحر بیدار دار
۳
در کفت گر زهر آید رو تو هم چون نوش نوشزان که تریاکش بود بر لعل شکر بار بار
۴
وقت گل شد بر لب جو دلبر دلجوی جویواندر این موسم همیشه عیش با دلدار دار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth