شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خرابات عشق وقت سحرراه بردم از آن که بد رهبر
۲
در خرابات پیر عشقم گفتاندرون آ، چه می کنی بر در؟
۳
در خرابات رفتم و دیدممجلسی با هزار زینت و فر
۴
ساغری بود پر ز دردی دردداد ساقی مرا و گفت بخور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth