شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگردولتم شد یار و بخت سعد همراهم دگر
۲
مدتی عقلم ز راه عشق گمره گشته بودجذبه لطفش کشید، آورد با راهم دگر
۳
در خیالم فکر زهد و توبه و طامات بودعشق آن بت رخ نمود از پرده ناگاهم دگر
۴
داشتم چون غنچه مستور آتش دل در درونکرد رسوایش چنین آن دود و این آهم دگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth