شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالیصد کافر منکر را دین‌دار کنی حالی
۲
ور زلف پریشان را درهم فکنی حلقهتسبیح همه مردان زنار کنی حالی
۳
روزی که ز گلزاری بی روی تو گل چینمگلزار ز چشم من گلزار کنی حالی
۴
چون دیدهٔ من هر دم گلبرگ رخت بینداز ناوک مژگانش پر خار کنی حالی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth