شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای در میان جانم وز جان من نهانیاز جان نهان چرایی چون در میان جانی
۲
هرگز دلم نیارد یاد از جهان و از جانزیرا که تو دلم را هم جان و هم جهانی
۳
چون شمع در غم تو می‌سوزم و تو فارغدر من نگه کن آخر ای جان و زندگانی
۴
با چون تو کس چو من خس هرگز چه سنجد آخراز هیچ هیچ ناید ای جمله تو تو دانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth