شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف را تاب داد چندانیکه نه عقلی گذاشت نه جانی
۲
نیست در چار حد جمع جهانبی سر زلف او پریشانی
۳
کس چو زلف و لبش نداد نشانظلماتی و آب حیوانی
۴
دهن اوست در همه عالمعالمی قند در نمکدانی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth