خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر اطراف سمن مشک ختن ریختهایدر گل آتش زدهای، آب سمن ریختهای
۲
چشم بد دور ز رویت که به گفتار فصیحآب لؤلؤی تر و در عدن ریختهای
۳
ورق دفتر گل را به رخ ای لالهعذارکردهای ابتر و در صحن چمن ریختهای
۴
دست رنگین ز رقیبان بداندیش بپوشتا ندانند که خون دل من ریختهای
صفحهٔ ۱ از ۳