شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماه من چرا ستم از سر گرفته‌ایوز من چه دیده‌ای که نظر برگرفته‌ای
۲
ای زلف یار من! چه همایی که روز و شببر فرق آفتاب رخش پر گرفته‌ای
۳
ای شمع جان‌گداز! که با گریه‌ای و سوزمعلوم شد کز آتش دل درگرفته‌ای
۴
با زاهدان صومعه اسرار می‌مگویای رند حق‌شناس! که ساغر گرفته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth