خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانیکه ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی
۲
دل من نشان کویت ز جهان بجست عمریکه خبر نبود دل را که تو در میان جانی
۳
ز غمت چو مرغ بسمل شب و روز میطپیدمچو به لب رسید جانم پس ازین دگر تو دانی
۴
به عتاب گفته بودی که برآتشت نشانمچو مرا بسوخت عشقت چه بر آتشم نشانی
صفحهٔ ۱ از ۳