شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانیکه کس نمی‌دهد از تو به هیچ جای نشانی
۲
به هیچ جای نشانی نداد هیچ کس از تونشانی از تو کسی چون دهد که برتر از آنی
۳
عجب بمانده‌ام از ذات و از صفات تو دایمکز آفتاب هویداتری اگرچه نهانی
۴
چه گوهری تو که در عرصهٔ دو کون نگنجیهمه جهان ز تو پر گشت و تو برون ز جهانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth