شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۲۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ساقی میخوارگان، در جام صهبا ریختهخون دل خم در قدح از چشم مینا ریخته
۲
در سینه ی سیم سپید آکنده زر جعفریدر دیده ی الماس تر یاقوت حمرا ریخته
۳
این باده را ترکی عجب در ماه شعبان و رجبافشرده از حلق عنب در خم ترسا ریخته
۴
آید حبابش در نظر مانند مروارید تربر سطحی از لعل و گهر بهر تماشا ریخته
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth