خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۳۰ - المطلع الثانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بر کمر زنار سان زلف چلیپا ریختهلعل لب جان پرورت خون مسیحا ریخته
۲
من در پی نوش لبت جان و دل و دین باختمگردون نثار غبغبت عقد ثریا ریخته
۳
رویت ز جنت آیه ای مویت ز شب پیرایه ایبر صبح رویت سایه ای از شام یلدا ریخته
۴
از برگ گل سیمین برت از مشک اذفر افسرتایزد تعالی پیکرت از در بیضا ریخته
صفحهٔ ۱ از ۳