خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو لبت به پسته اندر صفت گهر نبینیچو رخت به پرده اندر تتق قمر نبینی
۲
ز فراق چون منی را چه کشی به درد و خواریگه اگر بسی بجویی چو منی دگر نبینی
۳
چه نکوییت فزاید که بد آید از تو بر منچه بود اگر به هر دم به دم از بتر نبینی
۴
مکن ای صنم که گر من نفسی ز دل برآرمز تف دلم به عالم پس از آن اثر نبینی
صفحهٔ ۱ از ۲