شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۴۳ - موشح بنام بدرالدوله سلطان بیگم

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه شیرین اگر زان لعلم ارزانی شوددل رها از درد و تن دور از گرانجانی شود
۲
روزی آید کان پری با من نشیند روبرواز وصالش مشگلم مایل به آسانی شود
۳
لعل شیرینش ببوسم چون شکر تا بامداددامنم از بوسه پر یاقوت رمانی شود
۴
وقت صحبت آنچنان مستش کنم کاندر نشاطلاله اش همرنگ می از راح ریحانی شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth