خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میرمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛وای بر مرغی که با ما مینهد پا در قفس
۲
آنکه بست امشب رهم بر آستان از نغمه، کاشباشدش بر نالهٔ من، گوش فردا در قفس
۳
جان برد از نالهٔ جانسوز من مرغی به باغگر نبودم باز باید بود تنها در قفس
۴
نو گرفتارم، به دلتنگی نکردم خو هنوزآه اگر غافل فتد چشمم به صحرا در قفس
صفحهٔ ۱ از ۲