خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛روزی که از آن روز کنم یاد ندیدم
۲
یک صید، بمحرومی من نیست، که ناکامدر کنج قفس مردم و صیاد ندیدم!
۳
سرتاسر این بادیه را گشتم و، یک صیداز دام غم عشق تو آزاد ندیدم!
۴
جز روی تو، کز آه برافروخت شب وصلشمعی که فروزان شود از باد ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲