خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛که تا ذوق غم عشق تو، از مردم نهان دارم
۲
سرت گردم، بکش تیغ از میان و، جانفشانی بین؛نمردم این قدر هم، بازتاب امتحان دارم!
۳
کدامین دل ز آهم نرم گردد؟! سادهلوحی بین؛که یک ناوک به زه مانده و قصد صد نشان دارم
۴
مرا چند ای فلک از کوی او آواره میسازیبه محشر نیستم لال، این قدر آخر زبان دارم
صفحهٔ ۱ از ۲