خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهی چو نام سگ خود، به من مرا طلبینهم به پای سگت سر، به عذر بیادبی
۲
وگرنه خون کنمش، گر بود دلت از سنگ؛به نالهٔ سحری و، به آه نیمهشبی
۳
به خنده چون گذری از برم، مشو غافلز اشک گوشهٔ چشمی و آه زیر لبی
۴
عجب مدان که غلام ایاز شد محمودبود ز بازی عشق این کمینه بوالعجبی
صفحهٔ ۱ از ۲