خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز و شب، از رخ رخشندهٔ شاه عجبیآفتاب عجبی دارم و ماه عجبی
۲
خطّ چون سبزهاش، از چهرهٔ چون گل زده سراز زمین عجبی، رُسته گیاه عجبی
۳
دید آن مه گنهِ بیگنهی از من و، کُشت؛بیگناه عجبی را، به گناه عجبی
۴
چه عجب گرد هم از دست دل و دین؟ که به نازشوخچشم عجبی، کرد نگاه عجبی!
صفحهٔ ۱ از ۲