شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا بجرم وفای من از جفا کشتیجفا نگر، که چو دیدی ز من وفا کشتی!
۲
بآن گناه، که بیگانه را کسی بکشدتو بیوفا، همه یاران آشنا کشتی
۳
نشد ز قید تو مرغی رها، مگر مرغیکه گر ز کنج قفس کردیش رها کشتی
۴
چو آگه است خدا، روز حشر عذرت چیست؟!نهان ز خلق اگر امروزت از جفا کشتی؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth