شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی
۲
گفتی: کنمت رحمی، کردی؛ چو زغم کشتی!ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟!
۳
نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی
۴
تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگرجرمی که زوی دیدی، ظلمی که بوی کردی!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth