شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از جفا، اهل وفا را به زبان آوردیدل به جان، جان به لب و لب به فغان آوردی
۲
خون خود می‌طلبند از تو جهانی، آریرسم بیداد تو اول به جهان آوردی!
۳
برده عشقت ز جوانان دل و، از پیران عقل؛چه بلاها، به سر پیر و جوان آوردی؟!
۴
خون شوی خون، که ز ناسازی جانان چندانگفتی ای دل، که مرا نیز به جان آوردی!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth