شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم به جایی فکند رخت که غمخواری هستای خوش آنجا که نه یاری نه پرستاری هست
۲
هر که یار دگرش نیست خدا یار ویستهر که کاری بکسش نیست باوکاری هست
۳
آنکه اندیشه ی گلزار و گلش در سر نیستمیتوان یافت که در پای دلش خاری هست
۴
نخرد خواجه ی ما گرچه بهیچش بدهندبنده ای را که بجز خواجه خریداری هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth