شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پنجه از خون دل ماست که رنگین داردآنکه با دست بلورین دل سنگین دارد
۲
سالک اندیشه نه از کفر و نه از دین داردوادی عشق بهر گام سد آیین دارد
۳
عقل با عشق به بیهوده زند لاف مصافاسب تازی چه زیان از خر چو بین دارد
۴
خواجه راهست غم دشمن و ما را غم دوستهر که بینی دل ار اندیشه ی غمگین دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth