شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو چشم مست تو فرهنگ هوشیاراننددو بند زلف تو زنجیر رستگارانند
۲
مپوش چهره که از شرم روی و جلوه ی حسنبهر طرف که خرامی نقاب دارانند
۳
گدای گوشه نشینم چه لاف مهر زنمبشهر شهره زعشق تو شهریارانند
۴
چگونه منع توانم ترا ز الفت غیرامید گاهی و هر سو امید وارانند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth