خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی جانان جانم از تن میبرنداز قفس مرغی به گلشن میبرند
۲
با همند این خار و گل در باغ ولیکاین به ایوان آن به گلخن میبرند
۳
این سیهزلفان چو طراران شبدل ز مردم روز روشن میبرند
۴
تاب داده زلف و خوابآلوده چشمخوابم از سر، تابم از تن میبرند
صفحهٔ ۱ از ۳