خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذری باد بر آن زلف معنبر داردبازیارب دل آشفته چه بر سر دارد
۲
دفتر معرفت آن به که بشوییم بجویکه درخت چمن اوراق دی از بر دارد
۳
در نظر بازی مژگان تو احوال دلمداند آن خسته که دل بر سر خنجر دارد
۴
رندبی پاو سر از کوی خرابات چه دیدکه جهان را بنظر سخت محقر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲