خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راز ما خلوتیان بر سر بازار افتادپرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد
۲
یار در خلوت ما بود بسد پرده نهانپرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد
۳
آن خرامیدن دلجوی نگر بر لب جویسرو آن روز بدیدش که ز رفتار افتاد
۴
غم ایام و لیالی ندهد راه بدلهر که را کار بدان طره و رخسار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲