خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرددر دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
۲
منظر دیده قدمگاه گدایان شده استکاخ دل درخور اورنگ شهی باید کرد
۳
تیغ عشق و سر این نفس مقنع بخردزین سپس خدمت صاحب کلهی باید کرد
۴
روشنان فلکی را اثری در ما نیستحذر از گردش چشم سیهی باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۳