شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگروگر از ما بتنگ آمد دلت دیوانه ای دیگر
۲
بتی در خلوت جان دارم از چشم جهان بینانندارد ره بسویش غیر دل بیگانه ای دیگر
۳
پسندت گر نباشد دل قدم بگذار در جانماز آن ویرانه تر دارم در آنسو خانه ای دیگر
۴
چه غم داری چه کم داری اگر سوزی و گر سازیتو شمع جمعی و از هر طرف پروانه ای دیگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth