خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طفلی پی دیوانه زهر خانه درین شهریا رب چه کند یک دل دیوانه درین شهر
۲
دل را هوس صحبت ما نیست ببینیددیوانه ندارد سر دیوانه درین شهر
۳
سودای سر زلف تو گر رهزن دلهاستمشکل که بماند دل فرزانه درین شهر
۴
چون شمع بهر جمع بسوزیم و چه حاصلبر شمع نسوزد دل پروانه درین شهر
صفحهٔ ۱ از ۳