خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویشرستم ز بند غیر و فتادم به بند خویش
۲
تا چند درد زهر بکامم زجام غیرزین پس من و مذاق خوش از صاف قند خویش
۳
ما را بتلخکامی خود ذوق دیگر استچندین مدار پاس لب نوشخند خویش
۴
توفان ز دیده آرم و بندم لب از سخنتنگ آمدم ز دعوت نا سودمند خویش
صفحهٔ ۱ از ۲