شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باشیا نداری دست دل بردن برو دلداده باش
۲
خامه ی نقش آفرینت هست، لوحی ساده جوورنه پیش خامهٔ نقاش لوح ساده باش
۳
گر بسر سودای غوغای خداوندیت هستخواجه شو، یابنده شو و زهر غمی آزاده باش
۴
دست افکندن نداری پای افتادن که هستهر کجا دستی بر آید ز آستین، افتاده باش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth