خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوشسروش غیب به گوشم نهفته گفت خموش
۲
وجود تو همه فقر است و ذات او همه جودنیاز تو همه نطق است وجود او همه گوش
۳
اگر به نوش عتاب آیدت به خاک بریزو گر به نیش خطاب آیدت به ذوق بنوش
۴
جمال او همه حسن است از نقاب برآروجود تو همه عیب است در حجاب بپوش
صفحهٔ ۱ از ۲