خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغغافل از ضیدم گذشتی از تو آه، از من دریغ
۲
بی خبر بگذشتی ای برق جهانسوز از برمبود در راهت بامیدی مرا خرمن، دریغ
۳
در میان دیده بودی نی کنار جویبارباغبانی بود سروت را اگر چون من، دریغ
۴
آتشین گلها نگر پر عقده سنبلها ببینجای جان و دل به خارو و خاکشان مسکن، دریغ
صفحهٔ ۱ از ۲