خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازو مساز رنجه که ما خود فتادهایمگردن به تیغ و سر به کمندت نهادهایم
۲
جان گر بود سزای تو بر کف گرفتهایمسر گر سزد به پای تو از دست دادهایم
۳
آیینهسان دلیست به صیقلسرای عشقما را که نقشها بپذیریم و سادهایم
۴
در آستان میکده آخر کنند خاکما را که هم نخست از آن خاک زادهایم
صفحهٔ ۱ از ۲