شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایمگوی سعادت از کرم شه ربوده‌ایم
۲
تا دیده‌ایم دیده بر این در فکنده‌ایمتا بوده‌ایم جبهه بر این خاک سوده‌ایم
۳
چشم طمع ز نیک و بد خلق بسته‌ایمتا دیدهٔ نیاز بر این در گشوده‌ایم
۴
بی‌خدمتی به سفرهٔ نعمت نشسته‌ایمبی‌طاعتی به بستر راحت غنوده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth