خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شومهر ستم را کرمی بینم و دلشاد شوم
۲
تا توانی بخرابی من ای عشق بکوشمن نه آنم که از این پس دگر آباد شوم
۳
از عتابی که بیادش دهدم خوشتر چیستستم آنست که یکباره من از یاد شوم
۴
اگرش جانب گلزار گذاری بفتدسر کنم نغمه و تا خانه ی صیاد شوم
صفحهٔ ۱ از ۲