شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنمعشق را فرزانه سازم عقل را شیدا کنم
۲
عشق را زیبق بگوش و عقل را نشتر بچشمتا چه زاید این اصم را جفت آن اعما کنم
۳
زحمت ساقی، که عمرش بادباقی، تا بکیرخصتی خواهم که تالب بر لب دریا کنم
۴
عشق را از دیده سوی دل برم از دل بجانباده را از لب بجام از جام در مینا کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth