شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگرانند بهر سو نگرانمن بسوی تونهان از دگران
۲
آنکه بگشود زروی تو نقاببست بر دیده ی این بی بصران
۳
ورنه حاشا تو در آیی از دردیده در باز کند بر دگران
۴
خبر از خاک درت نتوان جستجز زطرف کله تا جوران
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth